این وبلاگ اسمی ندارد

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب / هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است

سلام

وقتی برای اولین بار دوستم یک کار با این موضوع نوشت من رو به فکر وا داشت که چرا دیگران هم ننویسند ... اما از اونجایی که شهر ما شهر آفتاب های زمستانی است مثل اینکه نفر دوم خودم هستم

یک کار نذر خورشید شهر رشت خانم فاطمه الاخری خواهر امام رضا علیه السلام :

 

برای دیدن خورشید حاضرم کردند

و از کنار حریم تو عابرم کردند

همین که گرم زیارت شدم نفهمیدم

چطور شد که برای تو شاعرم کردند

قرار بود که همسایه ی بهشت شوم

حوالی حرم تو مجاورم کردند

تمام عمر به دنبال نور میگشتم

نگاه کردی و یکروزه نادرم کردند

برای فخر فروشی به عالم و آدم

فقط برای همین کار تاجرم کردند

منی که لایق آهو شدن نبودم تا

که بردم اسم تو را زود زائرم کردند

همیشه نور که در یک محل نمی گنجد

صفات تو همه در یک غزل نمی گنجد

همین که پیش تو هستیم از سعادت ماست

زیارت حرم تو همیشه عادت ماست

نگاه معجزه ی تو یقین این شهر است

ضریح تو خود حبل المتین این شهر است

به نام توست در اینجا شروع هر کاری

به گردن همه ی اهل شهر حق داری

همیشه در شرف گریه ی محرم ها

تو میدهی به همه رخصت عزاداری

‌تو از کرانه ی منظومه ی علی هستی

همیشه در افق رشت منجلی هستی

*

رسیده ام به ورودی دم در ، افتادم

دوباره باز هم دم در ، یاد مادر افتادم ...

 

یا علی مدد

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٤/٤ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ توسط رضا هدایت خواه نظرات () |

Design By : Mihantheme