نه اینکه شعر گفتن یادم رفته باشد ... نه !!!!!

دیگر دستم به قلم نمیرود ...

آن روزها هم اگر چیزی می نوشتم

بخاطر آفرین گفتن های تو بود

...

یک شاعر بی انگیزه که شعری برای گفتن ندارد ...

/ 5 نظر / 13 بازدید
ری را جویباری

سلام دوست عزیز... با احترام و افتخار دعوتید به جشن واژه هایم. پیروز- سرفراز- ماندگار و برقرار باشید

سرگشته

در مکتب احساس تو شاعر گشتم در شعر به تشویق تو ماهر گشتم چندیست که از قافیه هایم رفتی درگیر پریشانی خاطر گشتم....

دالکاف

حفره های مرموز.......! دروذ آرزوی پیروزی دارم برای شما... گرامی...

پروای گیلان

درود بر تو انگیزه رو از آدمی بگیرن چیزی براش نمی مونه